مستوره‌ی بهشتی – نسخه‌ی خودمانی

عرض شود من این وبلاگ را وقتی درست کردم که حال و روز خوشی نداشتم. دل و جان در گروی اندوه خاک دامن‌گیر بود. گفتم آش‌پزی به کسر پ، سرم را گرم می‌کند و رفقایم هم جمع می‌شوند، گپی می‌زنیم و می‌گوییم و می‌خندیم. غم و غصه‌ها یادمان که نمی‌رود، فقط قدری کم‌رنگ می‌شود. کم‌کم قضیه جدی‌تر شد. دوستان و دوست‌داران زیاد شدند و محبت داشتند و دارند. حالا چند روزی‌ست یک آدم بی‌کار با یک مشت آدم لابد بی‌کارتر از خودش نشسته‌ است به آسمان و ریسمان بافتن در باب آش‌پزی و دست‌بند و نگاه و نگرش و دین و دنیا و آخرت من. راست‌ش جوابی را که باید می‌دادم، نوشتم و فرستادم. مابقی صلاح کار خودشان است که خود دانند. خسروان نیستند که اگر بودند از اعتقاد و ایمان کسی مایه‌ نمی‌گذاشتند که برای خودشان دوزار کسب هویت و مشروعیت بکنند.
حالا برویم سر کار خودمان.

بذل توجه بفرمایید:
این نسخه اندازه‌ی خاصی ندارد. باید پودر ژله تهیه کنید. آب و آب حیاتی که با واو شروع و به الف ختم می‌شود هم کنارش بگذارید. حالا دستور تهیه ژله را بخوانید. هر مقدار آب مقدر کرده‌اند، شما نصف بفرمایید. نصف را آب شیر، یعنی نه شیر بادیه، که شیر ظرف‌‌شویی آش‌پزخانه، و نصف دیگر را آب حیات، نه آن که در آن درخت کارند، که آن که زندگی‌ست در نظر بگیرید.
بعد طبق دستور، پودر ژله را در آب داغ حل بفرمایید ( یادتان نرود مقدار آب نصف اندازه‌ی‌ توصیه شده در دستور تهیه ژله باشد). وقتی پودر ژله در آب داغ حل شد، بگذارید دمای محلول پایین بیاید. بعد که خنک شد، همان مقدار واو دال کاف الف به محلول بیافزایید.
حالا این معجون را به جای این که در قالب ژله بریزید، در لیوان یک بار مصرف شفاف، یا پیک‌های بلوری بریزید و بگذارید در یخچال تا سفت شود. به طور معمول دو ساعت کفایت می‌کند.
موقع سرو کردن هم، یک عدد خلال دندان در لیوان یا پیک بگذارید که خوردن ژله را آسان کند.
همین. نوش جان.

پی‌نوشت:
رنگ و طعم ژله بستگی به ذوق و سلیقه و ذائقه‌ی خودتان دارد. سبز باشد که چه بهتر، هم نشان زندگی‌ست هم نشان بالندگی. رنگ‌های دیگر هم همه خوبند، اصلاً همین رنگارنگی و گوناگونی‌ست که زندگی را زیبا می‌کند.
یادتان نرود که معجون را نرمک نرمک بخورید. گول‌تان می‌زند. خوش‌مزه و شیرین است، درهای باغ بهشت را تندتند باز می‌کند. حواس‌تان که جمع باشد، هر برگ سبزی در باغ به چشم‌تان می‌آید و حظ و حال‌تان بیشتر می‌شود.

آخرنوشت:
می‌گما مردوم خودشون خسه نی‌می‌شن اقد چلنداچار می‌بافن‌د آ می‌گن‌د؟ ینی چفت آ بسی دک آ دن‌شون دسی خودشون نیس؟ دور جون‌دون باشه‌د اما انگار قاشوبی که‌که‌خوری‌شون پری قباشونه‌س آ رٌد می‌باد مردوما بسٌکن آ حرفی دوزاری بزنن. آ یکی نیس بشون بوگه‌د، همه یه اما وا اگری دارن‌د آ فقط شوما پیرنی بی‌درزی مریمی؟
دِ نه دِ. خیر.
حالاوم گفتن‌د که می‌خوان‌د خودشون آش‌پزی را بندازن، باشه‌د، والا اینا اگه مٌلا مفتکی گیرشون بیاد، برا گٌربا خونه‌شونم اسخاره می‌سونن. آش‌پزی بونه‌‌س.
دِ بعله دِ. بعله.

Advertisements
نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با , , , , , , , | 20 دیدگاه

مزه‌ – نسخه‌ی خودمانی

عرض شود این جانب را که می‌بینید، امروز قریب دوازده ساعت کار کرده است، فردا هم باید صبح علی‌الطلوع بیدار شود و بساط یک گشت‌وگذار کوهستانی – جنگلی را تدارک ببیند. اما از آن روی که ما رو داریم معاینه‌ی سنگ‌پای فرد اعلای قزوین، نشسته‌ایم و برای شما مزه می‌نویسیم و مزه می‌اندازیم . خلاصه که خدایش هم لابد در عجب است که این حقیر چه موجود غریبی‌ست.
بماند. قول مزه را داده بودم. این هم یک مزه‌ی دیگر. پای بساط، یاد ِیاران رفته، از یاد نرود.

گردآوری بفرمایید:
دویست گرم پنیر گوسفندی همان پنیر سفید همان پنیر مسلمانی همان که با نان و چای شیرین خورده‌اید و می‌خورید.
صد گرم ماست چکیده یا خامه‌ای یا یک ماستی که شبیه آب‌زیپو نباشد.
بیست و پنج گرم گوجه‌فرنگی خوابانیده در روغن زیتون ( اگر گیرتان نمی‌آید یا دم دست نیست، می‌توانید به جایش یک فلفل تند مثل چیلی استفاده کنید. خلاصه یک چیزی که مزه‌ی یکنواخت و عادی پنیر و ماست را تغییر دهد.)
یک قاشق غذاخوری رب گوجه‌فرنگی
یک حبه سیر
پودر فلفل قرمز شیرین (پاپریکا)

عنایت بفرمایید:
ماست و پنیر را با هم‌زن قلمی یا با چنگال و قوت بازو هم بزنید تا یک دست شود. بعد گوجه‌فرنگی‌های (خشک در زیتون خوابانده شده) یا فلفل تند را ریز خرد کنید و به مخلوط بیافزایید. بعد سیر را حسابی له کنید و با رب گوجه فرنگی به بقیه یاران ملحق بفرمایید.
حالا فقط جای پودر فلفل قرمز شیرین خالی‌ست. آن را هم که به معجون بیافزایید کار تمام است. باز هم معجون را حسابی به هم بزنید تا یک‌دست بشود.
همین. نوش جان.

پی‌نوشت:
این مزه با نان بربری و لواش و تافتون که هیچ، با چیاباتا و باگت هم خوش‌مزه است. اگر اهل دواخوری نیستید، می‌توانید این مزه را کنار گوشت سرخ یا کباب شده هم سرو کنید. اما اگر اهل آب حیاتید، دیگر خودتان می‌دانید و خدای مستان. همان خدای می‌پرستان را عرض می‌کنم. یعنی مزه را با نان و سبزی خوردن لقمه کنید. استکان اول را بزنید، پشت‌ش لقمه‌ی مزه، بعد به یک نقطه خیره شوید. خود به خدا می‌بینید سربالایی نفس‌بر جهنم شده است سرازیری، شما هم همین جور یک نفس دارید به در اصلی فردوس نزدیک می‌شوید.
خلاصه که از ما گفتن بود.

آخرنوشت:
وای ننه، چی‌چی برادون بوگم که بس کی این دو رو من ذوق کردم اصی ذوق‌دونم تاب ورداشته‌س. یه حالی‌یم بس کی همه‌ی‌دون محبت داشته‌ین. چشم. رو گولیا چشام. اصفانی می‌نویسم ابداوم عوض‌آ دگزش نی‌می‌کونم. حالا می‌گما، یه لیلا خانومی ما داریم هم‌ساده‌مونن. وای به مودون قسم، یه لهجه ترک تبریزی ملیحی دارن‌د که نی‌می‌دونین. دوس‌بداری. کوزه‌چی نمِک. حالا اگه بشه‌د برم تو جلدشون آ راضی‌شون بوکونم بیان این جا برادون دستوری کوفته تبریزی بنویسن خٌب می‌شه‌د. والا دیرو نقل‌شون بود که ما یه چوری می‌تپونین تو کوفته این هوااااا. حالا شوما که دسی منا نی‌می‌بینین. خلاصه یه گندلی که توش یه چوری جا می‌شه‌د آ می‌تٌره‌د تو کماژدون. شوماوم اگه شناس‌شون هسین بشون یه اصراری بوکونین، ناز دارن‌د خیلی. می‌گن دختری تبریز هم‌چی‌نیه‌س. بعله.
قربون‌دونم.

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با , , , , | 7 دیدگاه

نوشیدنی پاییزی – نسخه‌ی خودمانی

عرض شود که اگر بخواهم بگویم چرا دیر به دیر سراغ آش‌پزخانه به کسر پ می‌آیم، مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود. خودتان هم می‌دانید، زندگی‌ست و گرفتاری‌هایش. سربالایی و سرپایینی دارد. خوشی و ناخوشی دارد. حالا من هم برای جبران این غیبت طولانی، یک نوشیدنی برای‌تان تهیه کردم که هوش از سرتان برباید.

عنایت بفرمایید:
پنج عدد به ( به اصفهان باشد چه به‌تر)
یک عدد لیموترش درشت
یک تکه زنجفیل اعلا ( به درشتی یک گردوی درشت باشد لطفاً)
دویست گرم شکر ( سفید یا قهوه‌ایش توفیری نمی‌کند)
یک لیتر دوا، همان آب شنگولی، واو و دال و کاف و الف منظورم است.

زحمت بکشید:
پرز ابریشمین روی به‌ها را با سرانگشتان یا با یک پارچه کتانی بگیرید. اگر به اصفهان باشد، هم الان از بوی‌ش مست شده‌اید و دیگر باقی بساط لازم‌تان نمی‌شود. اما به هر حال بعد به‌ها را بشویید و خشک کنید. سر و دم‌شان را بگیرید، دانه‌های‌شان را در بیاورید و با چاقوی تیز به قطعات نه چندان بزرگ، نه چندان کوچک تقسیم‌شان کنید.
لیموترش را بشویید و ورقه ورقه ببرید. زنجفیل را هم ریز خرد کنید.
حالا یک ظرف شیشه‌ای دردار مناسب بردارید و این مخلفات را در آن بریزید. بعد شکر و واو و دال و کاف و الف را به آن بیافزایید. در ظرف را سفت و محکم ببندید.
حالا باید شکیبایی کنید. سخت. چهار پنج هفته‌ای معجون‌تان باید در جایی که سرد نباشد، به حال خودش بماند. به و زنجفیل و لیموترش و آب شنگولی از مصاحبت و مجاورت هم فیض ببرند.
بعد از چهار پنج هفته، نوبت مستفیض شدن شما می‌شود. معجون را از صافی رد کنید، صافی هم یک تکه پارچه‌ی نازک کتانی یا ململ باشد، نتیجه‌ی کار بهتر است. معجون صاف شده را در شیشه‌های پاک بریزید.
از این به بعدش را دیگر باید خودتان حکایت کنید که قلم من از وصف‌ش عاجز است.
نوش جان.


پی‌نوشت:
دانه‌های به را دور نریزید. برای سرماخوردگی خاصیت دارند. به‌دانه. یادتان آمد؟ برای سرفه مثل آب روی آتش است. در ضمن اگر عطر لیموترش دوست دارید، غیر از لیموترشی که ورقه می‌کنید، چند برش پوست لیموترش هم به معجون اضافه کنید. ضرر ندارد.

آخرنوشت:
وای اومدن‌د آ گفتن‌د آ پیغوم آ پسغوم دادن‌د که اصفانی ننویسین ما دوس نی‌می‌داریم. مناوا گفتم اگه یه وخ یه چیزی بوگم بی‌تودنی می‌شه‌د آیا عالم چه قده قال بشه‌د، منم اصی اصاب ندارم. دعوا دَرِک می‌شه‌د هزار حال.خلاصه‌شا برادون بوگم. ما می‌نویسیم، اوناوم که دوس نی‌می‌دارن، این تَشا نخونن‌د. شوماوم اگه اصفانی نوشتنی ما را دوس می‌دارین، برامون همین پاین یخده بنویسین تا ما دل‌مون خوش شه‌د.
شکلدونا برم.

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با , , , , , , | 30 دیدگاه

پاستای گیاهی- نسخه‌ی خودمانی

عرض شود که شواهد و قرائن نشان می‌دهد، با باز شدن دوباره‌ی مدارس و دانشگا‌ه‌ها، همه وقت کمتری برای آش‌پزی دارند. آش‌پزخانه به کسر پ همه علیرغم همه‌ی مشکلات و گرفتاری‌ها، اجاق‌ش را روشن نگه داشته است، هرچند این روزها، فرصت پختن غذاهای سنتی و پر دنگ و فنگ کمتر به دست می‌آید.

پاستای گیاهی امروز، غذایی ساده و سبک و خوش‌مزه‌ست. علاوه بر این‌ها برای قلب آدم هم خاصیت دارد. مواد لازم را که خریدید، نگاهی به رقم پرداختی بکنید، دل‌تان حال می‌آید و ضربان قلب‌تان منظم می‌شود.

لازم دارید:
پاستا به شکل و نوع دلخواه، برای چهار نفر
نه عدد گوجه‌فرنگی رسیده و قرمز
دو عدد پنیر موزارلای کروی ( منظور گردالی‌ست نه اهل کشور کره) که جمعاً دویست و پنجاه گرم بشود.
یک قاشق غذاخوری روغن زیتون
یک عدد پیاز متوسط
دو حبه سیر
نصف دسته ریحان تازه، نبود غصه نخور، ریحان خشک بخور.
مقدار مناسبی سبزی معطر مثل آویشن و پونه، اگر تازه باشد چه بهتر، نبود کماکان غصه نخور.
نمک و فلفل

انجام می‌دهید:

گوجه‌فرنگی‌ها را بشویید و به قطعات کوچک ببرید.پیاز را ریز خرد کنید. بعد روغن زیتون را در یک ماهی‌تابه بریزید و روی شعله‌ی اجاق بگذارید. پیاز خرد شده را در روغن زیتون تفت بدهید، به محض آن که طلایی شده، گوجه‌فرنگی‌های خردشده را به آن اضافه کنید و مخلوط را دوباره تفت دهید. در همین حال، دو حبه سیر را ساتوری خرد کنید و به مخلوط‌تان اضافه کنید.
نمک و فلفل بزنید. اگر فکر می‌کنید که گوجه‌فرنگی‌ها به اندازه‌ی کافی آبدار نبوده‌اند، در این مرحله کمی عصاره سبزیجات به مخلوط اضافه کنید و بگذارید چند جوش بزند.
ریحان و مابقی سبزی‌های معطر را اگر تازه هستند بشویید و خرد کنید، در غیر این صورت که همان طور آماده به مخلوط‌تان بیافزایید. بگذارید معجون ریز بجوشد.

حالا پنیر موزارلا را نگینی ( واژه‌ی محبوب من!) خرد کنید. هر چند دقیقه یک بار هم معجون‌تان را هم بزنید.
الان دیگر موقع اضافه کردن پنیر به مابقی خورش است. یک دقیقه بیشتر روی شعله‌ی اجاق نماند. بگذارید پنیر با گرمای خورش آب شود.
حالا پاستا را به روش موردعلاقه یا پشت جلد بپزید و آب‌کش کنید. خورش را به آن بیافزایید.

همین. نوش جان.

پی‌نوشت:
من این کلمه‌ی خورش پاستا را از آقای نجف دریابندری یاد گرفته‌ام. سس گاهی خنک است، دمایش را نمی‌گویم، کاربردش را عرض می‌کنم. آدم ناخودآگاه یاد سس‌های بازاری-تجاری-دوزاری می‌افتد.
راستش را بخواهید این خورش با برنج ساده یا کته‌ی خودمانی هم خوش‌مزه‌ست. امتحان کنید، قول می‌دهم ضرری در کار نباشد.

آخرنوشت:
می‌گما مناوا نی‌یِت کردم اگه خدا بخواهد آ حضرتی عباس بی‌ذاره‌د یه چن تا غذا زَمَسونی خٌبا برادون راس آ ریس کونم. اما می‌ترسم قولشا بدم آ بدم روم سیا تو رودون بمونم. برا همینه‌س که شوما پوشنددونا خٌب کونین که نچاین، تا من بی‌بینم کی می‌شه‌د به چار تا آش آ سوپ برسم که جیگردونا تو سرما حال بیاره‌د.

دسی گٌلی شوماوم درد نکونه‌د.

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با , , , , , | 20 دیدگاه

گراتن کدو و فلفل دلمه‌ای- نسخه‌ی خودمانی

عرض شود که بی‌رودربایستی، من تکلیفم را با بعضی از خواننده‌گان خوب این وبلاگ نمی‌دانم. هر سازی زده‌اند، والله قر داده‌ایم. هر نازی کرده‌اند، بالله خریدار شده‌ایم. اما آخر من که ادعا نکرده‌ام متخصص تغذیه هستم، که شما دق‌دل اضافه‌وزن و چربی اضافی و اشتهای کم و زیاد و سوءتغذیه و سوءهاضمه را سر من در می‌آورید. چهار خط می‌نویسم سر خودم گرم شود، شاید یک کسی هم استفاده‌ای بکند.
به وفا قسم رسم‌ش نیست این قدر غر به جان من بزنید.
حالا گلایه کافی‌ست. یک غذای ساده و کم‌کالری و راحت برای‌تان تهیه کردم، امیدوارم این یکی دیگر با برنامه‌های تغذیه‌ی ژیگانس ملت جور در بیاید. لال از دنیا نروید، بگویید آمین!


خریداری نمایید:
یک عدد کدوی بزرگ ( حدود یک کیلو و نیم) نوع و جنس‌ش بستگی به خودتان دارد. ترجیحاً کدوی با پوست نازک و گوشتی باشد.
دو عدد فلفل دلمه‌ای بزرگ، رنگ و شمایل‌ش باز هم بستگی به خودتان دارد. یعنی از من دمکرات‌تر بعید است کسی آش‌پزی کند.
سه قاشق غذاخوری روغن مایع
دو حبه‌ سیر
سه قاشق غذاخوری جعفری خرد شده
دو قاشق مرباخوری اکلیل کوهی خرد شده، اگر در دسترس نبود، خشک‌شده‌اش هم همان وظیفه را انجام می‌دهد.
یک عدد فلفل تند مثل چیلی، خرد شده
شصت گرم پنیر پارمزان رندیده
نمک و فلفل


عنایت فرمایید:
پیش از هر کاری فر را روشن بفرمایید و روی درجه‌ حرارت دویست درجه‌ی سانتی‌گراد تنظیم‌ش کنید.
کدو را بشویید و پوست بکنید و به قطعاتی با اندازه‌ی دلخواه ( دلتان زیاد درشت نخواهد) خرد کنید. حالا فلفل‌دلمه‌ای ها را هم ایضا بشویید و خرد کنید. اندازه‌ی آن‌ها را هم مناسب با اندازه‌ی کدوها در نظر بگیرید.
حالا تمامی مواد باقی مانده به غیر از پنیر را روی کدو و فلفل‌ها بریزید و حسابی مخلوط‌شان کنید.


معجون به دست آمده را در یک ظرف پیرکس یا هر ظرف مناسب دیگری که دارید بریزید. روی مخلوط را با پارمزان بپوشانید.
بعد ظرف‌تان را برای مدت پنجاه تا شصت دقیقه در فر بگذارید، وقتی سطح بیرونی پنیر کاملاً طلایی شد، غذا آماده‌ است.
همین. نوش جان.


پی‌نوشت:
شما قطعاً می‌توانید مقدار بیشتری روغن به مخلوط‌تان اضافه کنید. من بس که غرولند شنیدم، سعی کردم حداقل کالری را در نظر بگیرم.
حتی می‌توانید با استفاده از پنیر یک سس غلیظ برای گراتن تهیه کنید. کنار این غذا، نان باگت و یک گیلاس شراب قرمز لازم است. اگر مزه کرد، دعای خیر را فراموش نکنید.

آخرنوشت:
راسیاتش ما می‌خواسیم از آش‌پزا مهمون دعوت کونیم تا بیان‌د آ یه دسی پَلو دسی ما بی‌ذارن‌د. تالا که نشده‌س بس‌کی من همین جور می‌باد این ور آ اون ور بتابم. ایشالا بی حرفی پیش دٌرٌس می‌شه‌د آ ماوم وای‌می‌سیم ور دس‌شون شاگرتی یخده فوت‌آفنی کارا یاد می‌گیریم. جونم برادون بوگه‌د که ماشالا به جون‌شون بضی‌یا هی غر به من می‌زنن‌د که چرا چیزا خوشمزه را این جا یاد می‌ده‌ین آ ما می‌باد پرهیز کونیم. والا مردوم وهم گرفته‌سشون که ما می‌خیم این چیزا را با مِلاقه حلق‌شون کونیم، هر چی‌یم قسم آ آیه می‌خوریم بٌورشون نی‌می‌یاد. من که دیگه دل آ جیگرم اومده‌س پاین بس کی حرف و حدیث گفتن‌د آ پیغوم پسغوم دادن‌د. آدم دیگه دس‌ش نی‌می‌ره یه چیزی بار بذاره‌د آ پٌش‌بندش بیاد این جا دو خط اختلاط کونه‌د.
خلاصه ببخشین‌دا من اَقد سوته کشیدم، اصی یه حالی بودم. ببخشین‌دا.
دسی گٌلی شوما درد نکونه د.

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با , , , , , | 10 دیدگاه

قاقالی‌لی شکلاتی – نسخه‌ی خودمانی

عرض شود که هوا پاییزی و سرد شده است. نشده باشد هم کم‌کم می‌شود. فکر کردم در این هنگامه‌ی کار و گرفتاری و کمبود وقت، قاقالی‌لی ساده و ارزان به کار همه خواهد آمد. شب‌های بلند پاییزی و زمستانی، بساط چای که به راه باشد، این یکی حتماً هم مزه می‌دهد. به هر روی امتحان‌ش مجانی نیست، اما کم‌هزینه است.


جمع‌آوردنی:
شصت گرم کورن فلکس
دویست گرم شکلات ( مخصوص شیرینی‌پزی)، اگر نبود هر شکلات دیگری که عشق‌تان کشید.
ده گرم کره
شصت گرم خلال یا پرک بادام
یک بسته شکر وانیلی، اگر نبود هر وانیلی که دم دست‌تان بود.

راه انداختنی:
کورن فلکس را با دست خرد کنید. یک قابلمه آب بگذارید جوش بیاید، بعد روی قابلمه یک کاسه‌ی مناسب بگذارید و شکلات را در آن خرد کنید. شکلات، آرام آرام در اثر گرمای بخار آب، آب خواهد شد. در این فاصله، یک ماهی‌تابه روی شعله‌ گاز بگذارید، کره را در آن بریزید، به محض آن که کره داغ شد، خلال بادام و شکر وانیلی را به آن بیافزایید. شعله‌ی اجاق را کم کنید و بادام‌ها را آن قدر تفت دهید تا طلایی رنگ بشوند.
بادام‌های تفتیده که حالا عطر وانیل هم به خود گرفته‌اند را با کورن‌فلکس خرد شده مخلوط کنید. دست آخر شکلات آب شده را به آن‌ها اضافه کنید و معجون را حسابی هم بزنید.

حالا توی یک سینی یا دیس، کاغذ مومی یا هر نوع کاغذ مناسب دیگری که سراغ دارید پهن کنید. بعد با قاشق، هر بار کمی از معجون‌تان را به روی کاغذ منتقل کنید. شکل قاقالی‌لی شبیه بادام سوخته می‌شود. خنک که شد، کار تمام است.
همین. نوش جان.

پی‌نوشت:
حواس‌تان باشد، بادام خیلی زود می‌سوزد. شعله‌‌ی اجاق را جوری تنظیم کنید که بادام‌ها ناکار نشوند. این قاقالی‌لی ما کم‌چربی‌ست، اگر شکلات تلخ استفاده کنید، قطعاً کلاس کار بالاتر می‌رود. راستی با شکلات سفید هم می‌شود درست‌ش کنید. بد هم نیست. فیس‌ش هم بیشتر می‌شود.

آخرنوشت:
والا برادون چی‌چی بوگم که سری گنده کارا زیری لاحاف بود، یه وضی بوده‌یم اصی نگم بی‌تره‌س. هزار حال آ هزار فکر، اما خٌب یخده یخده انگار داره‌د یخی کاری ماوم آب می‌شه‌د آ را می‌یفتیم. شکلی ماهدونا برم که منا یاددون نرفته‌س آ احوال می‌پرسیندآ حال آ سراغ می‌گیرین. والا من یه وختای اقد خسه‌م که گیسامم درد می‌کونه‌د اما دیگه روم نی‌می‌شد سر به این مدبق نزنم. خلاصه که بازم ببخشیندا، ایشالا زود به زودی‌ش می‌کونیم.
می‌گما، یکی از این رادیوا خارجی تو وب‌سایت‌شون گفتن‌د ما با گویشی اصفانی آش‌پزی ‌می‌کونیم. شوما بٌوردون نیادا، اصفانی که گویش نیس آخه آدمی خٌب، لهجه‌س. لهجه. آ چه لهجه‌ی. شیرین مثی گزی آرتی.

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با , , , , , , | 10 دیدگاه

بساط مزه – نسخه‌های خودمانی

اینا رو که امشب می‌نویسیم شوما بذارین به حساب گل‌ریزون. یعنی یه مجلس را انداختیم که رونق‌ش به کرم خودتون بسته‌س.اما فقط یادتون نرره، باس به سلامتی آزادی، به سلامتی زندونی‌یای بی‌ملاقاتی، پیک اول‌و برین بالا! واجبه!

مزه شماره یک
جورکردنی:
دویست گرم پنیر خامه‌ای
دویست گرم پنیر فتا یا یونانی یا گوسفندی یا پنیر سفید مسلمونی
یک حبه سیر
یک عدد فلفل دلمه‌ای، سبز باشد بهتر است.
پودر فلفل شیرین ( پاپریکا)
نمک و فلفل


ریدیف کردنی:
پنیر فتا را با دست خرد و له کنید. پنیر خامه‌ای را به آن بیافزایید. بعد حبه‌ی سیر را ریز خرد و یا با سیرخردکن له کنید. حالا فلفل دلمه‌ای‌تان را هم ریز و ساتوری خرد کنید. بعد فلفل و سیر را به پنیرها اضافه بفرمایید. همه را با هم مخلوط کنید و نمک و فلفل بزنید.
هر جور عشق‌تان کشید، تزیین‌ش کنید.


مزه‌ شماره دو
جورکردنی:
ده عدد زیتون سیاه
یک حبه سیر
یک قاشق مرباخوری اکلیل کوهی یا رزماری
یک عدد فلفل تند مثل چیلی
دویست گرم پنیر فتا یا یونانی یا گوسفندی یا پنیر سفید مسلمونی
صد گرم کره
یک قاشق مرباخوری آویشن یا پونه‌‌ی تازه‌ی خرد شده
یک قاشق غذاخوری رب گوجه فرنگی


ریدیف کردنی:
هسته‌ی زیتون‌ها را بگیرید و بعد حلقه‌حلقه خردشان کنید. ریز باشد بهتر است. کره را از یخچال دربیاورید تا موقعی که لازم‌ش دارید کمی نرم شده باشد. سیر را پوست بکنید و با سیرخردکن له کنید. حالا اکلیل کوهی را اضافه بفرمایید. فلفل تندتان را با دقت و حسابی ریز ساتوری کنید. مراقب چشم و دماغ‌تان هم باشید.
پنیر را با دست له کنید و کره‌ی نرم شده را به آن اضافه کنید. اگر هم‌زن دستی دارید، به کارتان می‌آید، چون معجون یک‌دست‌تر و گواراتر خواهد شد.حالا آویشن و رب گوجه‌فرنگی و سیر و فلفل تند و اکلیل‌کوهی را به این معجون کره و پنیر اضافه کنید.

حالا که همه‌ی کارها انجام شده، قربان دست‌تان یا دو قدم تا سر کوچه بروید و نان تازه و انواع و اقسام چیپس بگیرید، یا زنگ بزنید به سوپری مربوطه و بگویید شاگردش اگر آب دست‌ش است زمین بگذارد و اقلام نامبرده را درب منزل دلیوری کند.
همین دیگر. نوش جان.

پی‌نوشت:
این‌ها که من توصیه کردم، خود مزه که نیستند، چاشنی مزه‌اند، یعنی هم کار را ساده‌تر می‌کنند، هم سفره را رنگین‌تر و هم به جیب صاحب‌خانه فشار نمی‌آورند. کافی‌ست چیپس و نان تازه‌ی مرغوب ( سیاه یا سفید) کنارشان بگذارید، نورافکن است که به جاده‌ی بهشت می‌اندازید. راه روشن می‌شود، چشم‌بسته هم بدون خطا می‌رسید.

آخرنوشت:
والا من فقد یه سفارشی دارم، هر وخ که بساطی آب‌شنگولی‌دونا را انداختین، سلامتی اون همه رفیق آ دوس که حالا دس‌شون از دنیا کوتاس اما جاشون تو دلی ماس، یه استکان برین بالا آ بوگوین: تصدق!
خُب که گوش بده‌ین، گوشی دل بده‌ین، صدا نوش گفتن‌شونا می‌شنُین.
اون وخ از می زدن سردون گرم می‌شه‌د آ از یادی رفقادون دل‌دون.

نوشته‌شده در Uncategorized | برچسب‌خورده با , , , , | 12 دیدگاه