پاستای گیاهی- نسخه‌ی خودمانی

عرض شود که شواهد و قرائن نشان می‌دهد، با باز شدن دوباره‌ی مدارس و دانشگا‌ه‌ها، همه وقت کمتری برای آش‌پزی دارند. آش‌پزخانه به کسر پ همه علیرغم همه‌ی مشکلات و گرفتاری‌ها، اجاق‌ش را روشن نگه داشته است، هرچند این روزها، فرصت پختن غذاهای سنتی و پر دنگ و فنگ کمتر به دست می‌آید.

پاستای گیاهی امروز، غذایی ساده و سبک و خوش‌مزه‌ست. علاوه بر این‌ها برای قلب آدم هم خاصیت دارد. مواد لازم را که خریدید، نگاهی به رقم پرداختی بکنید، دل‌تان حال می‌آید و ضربان قلب‌تان منظم می‌شود.

لازم دارید:
پاستا به شکل و نوع دلخواه، برای چهار نفر
نه عدد گوجه‌فرنگی رسیده و قرمز
دو عدد پنیر موزارلای کروی ( منظور گردالی‌ست نه اهل کشور کره) که جمعاً دویست و پنجاه گرم بشود.
یک قاشق غذاخوری روغن زیتون
یک عدد پیاز متوسط
دو حبه سیر
نصف دسته ریحان تازه، نبود غصه نخور، ریحان خشک بخور.
مقدار مناسبی سبزی معطر مثل آویشن و پونه، اگر تازه باشد چه بهتر، نبود کماکان غصه نخور.
نمک و فلفل

انجام می‌دهید:

گوجه‌فرنگی‌ها را بشویید و به قطعات کوچک ببرید.پیاز را ریز خرد کنید. بعد روغن زیتون را در یک ماهی‌تابه بریزید و روی شعله‌ی اجاق بگذارید. پیاز خرد شده را در روغن زیتون تفت بدهید، به محض آن که طلایی شده، گوجه‌فرنگی‌های خردشده را به آن اضافه کنید و مخلوط را دوباره تفت دهید. در همین حال، دو حبه سیر را ساتوری خرد کنید و به مخلوط‌تان اضافه کنید.
نمک و فلفل بزنید. اگر فکر می‌کنید که گوجه‌فرنگی‌ها به اندازه‌ی کافی آبدار نبوده‌اند، در این مرحله کمی عصاره سبزیجات به مخلوط اضافه کنید و بگذارید چند جوش بزند.
ریحان و مابقی سبزی‌های معطر را اگر تازه هستند بشویید و خرد کنید، در غیر این صورت که همان طور آماده به مخلوط‌تان بیافزایید. بگذارید معجون ریز بجوشد.

حالا پنیر موزارلا را نگینی ( واژه‌ی محبوب من!) خرد کنید. هر چند دقیقه یک بار هم معجون‌تان را هم بزنید.
الان دیگر موقع اضافه کردن پنیر به مابقی خورش است. یک دقیقه بیشتر روی شعله‌ی اجاق نماند. بگذارید پنیر با گرمای خورش آب شود.
حالا پاستا را به روش موردعلاقه یا پشت جلد بپزید و آب‌کش کنید. خورش را به آن بیافزایید.

همین. نوش جان.

پی‌نوشت:
من این کلمه‌ی خورش پاستا را از آقای نجف دریابندری یاد گرفته‌ام. سس گاهی خنک است، دمایش را نمی‌گویم، کاربردش را عرض می‌کنم. آدم ناخودآگاه یاد سس‌های بازاری-تجاری-دوزاری می‌افتد.
راستش را بخواهید این خورش با برنج ساده یا کته‌ی خودمانی هم خوش‌مزه‌ست. امتحان کنید، قول می‌دهم ضرری در کار نباشد.

آخرنوشت:
می‌گما مناوا نی‌یِت کردم اگه خدا بخواهد آ حضرتی عباس بی‌ذاره‌د یه چن تا غذا زَمَسونی خٌبا برادون راس آ ریس کونم. اما می‌ترسم قولشا بدم آ بدم روم سیا تو رودون بمونم. برا همینه‌س که شوما پوشنددونا خٌب کونین که نچاین، تا من بی‌بینم کی می‌شه‌د به چار تا آش آ سوپ برسم که جیگردونا تو سرما حال بیاره‌د.

دسی گٌلی شوماوم درد نکونه‌د.

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده و با , , , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

20 پاسخ برای پاستای گیاهی- نسخه‌ی خودمانی

  1. شهره :گفت

    مرسی فتانه جون . دستت درد نکنه . شب و روزت بخیر .

  2. سمیرا :گفت

    ویوا!
    غذاهای گیاهی ساده آدم رو همیشه خوش حال می کنه. مرسی

  3. خيلي خوشمزه مي شه. من خودم يه روز كه گوشت چرخكرده نداشتم و و وقتم هم خيلي كم بود يه چيزي همينطوري درست كردم و خيلي خوشمزه شد.حالا نمي گم من كشفش كردم اما خوب جالب بود.پاستاش كه همون پاستا بود.خورشتش اينطوري بود پياز سرخ كرده و سيب زميني نگيني سرخ كرده با گوجه ريز شده و كمي جعفري خشك و كمي نخود فرنگي و ذرت شيرين و نمك و كمي آبليمو.حالا اگه كسي حال مي كنه فلفل هم باهاش بد نمي شه… اين موارد رو با نان هم مثل خوراك بد نيست.با كته خودمون هم با حال مي شه… البته با دستور غذايي و اصطلاحات شما ديگه حرف نداره

  4. sani :گفت

    Akh joon, shameh emshab ham joor shod!!! mamnoooooonnnnnn!!!!!
    migama, shoma khob beh dadeh ma velayat ghorbati hayeh tak o tanha miresin! ghazahayeh khosh mazeh o rahat!!!!

  5. mandana :گفت

    آشپز باشی‌ جان، هفتهٔ پیش هم گراتن کدو و فلفل دلمه‌ای شما رو درست کردم (حالا squash را به یک جان کندنی پوست کردم دیگر!) و هم کیک سادهٔ شما را برای تولد ۶ ماهگی پسرم 🙂 هر دو عالی‌ بود و بسیار پر طرفدار. عکسش‌ رو هم گرفتم که براتون بفرستم اما نشانی ایمیل اینجا نمی‌بینم. به هر حال دست مریزاد. ما مشتری دائم شدیم 🙂

  6. Goli :گفت

    آشپز باشی‌ جان اجاقت همیشه روشن باشه که چشم ما روشن می‌شه به دیدن آشپزخانه ت.

    امشب یک کیک برای صبحانه فردا پختم که خوب شد و اهل منزل هم خوششون اومد. دستورش رو اینجا می‌گذارم. ساده است. البته نمیدونم شاید شما خوشتون نیاد من میام اینجا دستور می‌گذارم. من بلاگ آشپزی ندارم. می‌تونم براتون ایمیل کنم.

    بابت اشکالات دیکته‌ای معذرت می‌خوام. فونت فارسی ندارم، از مبدل پینگلیش به فارسی استفاده می‌کنم.

    کیک خرما

    دو و نیم پیمانه خرما شسته شده، هسته گرفته (من برای پیمانه از یک لیوان معمولی استفاده می‌کنم)

    یک چهارم پیمانه کره آب شده

    یک پیمانه آب جوش

    یک چهارم تا یک دوم پیمانه شکر (بسته به ذائقه) (میتوانید به جای شکر از عسل استفاده کنید)

    یک تخم مرغ

    یک و نیم پیمانه آرد همه منظوره

    یک و نیم قاشق چایخوری بکینگ پودر

    یک قاشق چایخوری نمک

    یک پیمانه گردو خورد شده (اختیاری)

    یک پیمانه کشمش (اختیاری)

    فر را به ۱۷۵ درجه سانتیگراد گرم کنید

    خرما و کره آب شده را در کاسه با هم مخلوط کنید. سپس آب جوش را روی آنها بریزید و بگذارید بمانند تا آب خنک شود. وقتی‌ آب خنک شد با یک چنگال خرما‌ها را هم بزنید و له‌ کنید. طوری که مخلوط آب و خرما تبدیل به مخلوط یکدست و شیره مانند خرما بشود. نگران پوست خرما که در مخلوط تکه تکه میماند نباشید. خوب هم بزنید تا مخلوط یکدست بشود. (حدود ۳ دقیقه)

    شکر و تخم مرغ را به مخلوط خرما و آب اضافه کنید و خوب مخلوط کنید.

    آرد، بکینگ پودر و نمک را اضافه کنید و تا حدی که خوب مواد مخلوط بشوند هم بزنید. زیاده از حد هم نزنید چون پف کیک میخوابد.

    گردو خورد شده و کشمش را به این مخلوط اضافه کنید و همه را داخل قالب کیک صبحانه (مستطیل باریک) بریزید و برای حدود ۵۰ دقیقه در فر بپزید.

    قبل از تکه تکه کردن کیک صبر کنید تا خوب خنک بشود.

    نوش جان

  7. پیوستگی :گفت

    سلام
    میخواستم ازتون اجازه بگیرم لینک وبلاگتون رو توی وبلاگ خودم بذارم. یعنی لینکتون کنم. لنگ نه. لینک.
    اردوان

  8. پری :گفت

    می‌شه لطفن لطفن و لطفن طرز تهیه‌ی چیزکیک رو هم یاد بدی؟ اگه می‌شه
    ممنون

  9. صنم :گفت

    سلام چه جالب خورش پاستا!! جاتون خالي ما هم امروز همچين چيزي داشتيم البته به اضافه هويج بخارپزشده وقارچ كدو وفلفل دلمه اي…… فقط اين خرد كردنه وقت گيره كه چون من رژيم دارم بايد سبزيجات باشه كه زياد پاستا نخورم منتظر اون سوپ وآشها هم هستمااااااا هروقت كه تونستين ميگم راستي چه خوبه كه اينجا چيزي رو حلقمون نميكنيااا !!! اين دستور بالايي جالب بود من از دار دنيا يه تابه دوطرفه دارم اگه شد تو اون ميپزمش زياد حرف زدم؟!!!

  10. نیستان :گفت

    سلام آیا شما در فرانسه زندگی می کنید؟! البته منظورم سوال شخصی نیست، در فرانسه از بسیاری ایرانیها شنیدم که برای انواع دسر از پنیر مسکرپن به جای خامه استفاده می کنند، چون خامه اینها خیلی شله…من چند بار امتحان کردم و خوب نشد… می خواستم بدانم آیا شما تا حالا با مسکرپن دسر درست کردین؟ چه طور میشه اون رو شیرین کرد و قوام داد تا مثل خامه شکل پذیر در بیاد… ممنون

  11. bargebaloot :گفت

    سلام شما تو وبلاگ تبلیغ قبول میکنین؟
    من میدونم خیلی مخاطب دارین.

  12. یه نفر :گفت

    خیلی دمت گرم
    عاشق اصفهانی حرف زدنتم
    ببین
    غذای گیاهی می ذاری توجه کن یه محتوای پروتئینی هم داشته باشه که غذای کاملی باشه.
    قربانت

  13. آشپز عزيز دوباره سلام…ما چند روز بايد پاستاي گياهي نسخه خودماني بخوريم تا شوما لطف كنيد قدم سر چشم ما بگذاريد و با دستور جديد آشپزي دل ما رو شاد كنيد و البته روح اعضاي خانواده رو…

  14. مادرانه :گفت

    شما به ماکارونی میگین «پاستا» ؟

    اگه نیست، پس بهم بگین پاستا چیه؟

    تورخدا این لهجه اصفهانی آخر متن رو بی خیالش بشید. من که اصفهانی ام، اصلا نمی فهمم چی میگین؛ بیچاره بقیه آدمها!

    • " من " :گفت

      سرکار خانم مادرانه،
      این جا را بخوانید. به گمانم دستگیرتان شود موضوع چیست.
      http://en.wikipedia.org/wiki/Pasta
      اما در باب اصفهانی حرف زدن، اگر شما اصفهانی من را نمی‌فهمید، جسارت است اما اشکال از اصفهانی شماست نه من. وقتی من بعد از بیست و یک سال دوری از ایران، و بیست و پنج سال دوری از اصفهان بتوانم هنوز خوب اصفهانی حرف بزنم، به گمانم جای افتخار که نه، اما جای شادی و دل‌خوشی دارد.
      بعد هم هیچ کس بی‌چاره نیست. شما اولین، تاکید می‌کنم اولین کسی هستی که در چندین ماه گذشته به اصفهانی نوشتن من اعتراض کرده است. هر که هم چیزی را نفهمیده، در کمال صمیمیت پرسیده و من هم توضیح داده‌ام.
      به گمانم همین کفایت کند. درضمن شما به همان پاستا و ماکارونی برسید و بی‌خیال اصفهانی حرف زدن من بشوید. دستور غذا که به اصفهانی نیست، امیدوارم آن را بفهمید.

  15. roya :گفت

    سلام و عرضی ارادت/ من به قربان دست و پنجه ی طلایی شوما. یعنی من ظهر از سر کار برم می تونم جلدی یه ناهار داشته باشم امروز دیگه !!!

  16. سانی :گفت

    میگماوا، چراغی این مطبق چرا دیگه نمی سوزِد؟ نکونِد یه طوریدون شُدِس خدای نکرده؟ ما که دلمون هزار را رفت خوار. یه خبِری چیزی اِز خوددون بدِین دلمون هوش شِد.

    نیستان جان، من آمریکا زندگی می کنم و اون پنیری که میگید را نمی شناسم. اما خامه را اگه با موز رنده شده قاطی کنید و روی یخ بگذارید و با همزن برقی هم بزنید سفت میشه و خودش را می گیره.

  17. مریم :گفت

    سلام

    خیلی خوب بود. من همین الان درست کردمش و خیلی بهم چسبید. فقط عوض گوجه و پنیر موزارلا که دومی رو نداشتم، از سس گوجه باریلا سه پنیر استفاده کردم. یک کم هم فلفل سبز اضافه کردم.
    باز هم پاستا با سس های مختلف بگذارید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s