سفر می‌کنیم- اصفهان من- کباب حسینی- نسخه‌ی خودمانی

آن‌ها که مرا می‌شناسند می‌دانند که اصفهان را چه‌گونه و چه قدر دوست دارم. بیست و چهار سال است که دور از اصفهانم، اما به هر آسمان که رسیده‌ام آبی آسمان اصفهان را به یاد آورده‌ام و هر رودی یاد زنده‌رود برایم به همراه داشته است و هر جا که خوش بوده‌ام، اردی‌بهشت بی‌بدیل اصفهان در نظرم بوده‌ است.
راست‌ش را بخواهید، اصفهان با من و در من زنده است. هر جا که باشم، اصفهانم را هم‌راه دارم.
خوب، حالا بعد از این مقدمه‌ی فراق‌زده، باید بگویم که وعده دادیم، پس وفا می‌کنیم. اول هم می‌رویم سراغ یکی از غذاهای محبوب من، که جسارتاً باید بگویم یکی از خوش‌مزه‌ترین غذاهای ایرانی هم هست.
قبل از شروع کار، دواخورها دوا رو بذارن تو فریزر یا یخچال که لازم شد، معطل نشوند.
یک نکته‌ی دیگر هم این که، من مواد لازم را به اصفهانی نام می‌برم، جهت تمرین در جهت آموزش زبان. اگر کسی جایی مشکلی پیدا کرد، بنده در جهت ترجمه در خدمت هستم.

اینا را می‌باد بِخِرین، بپاین گرون پادون درنیاد:
گوشتی مغزی رون گوسفند یا راسه گوساله یا گوسفند: یک کیلو – آ یخده‌م می‌باد چرب باشه‌د، می‌دونم کلسترول‌دون بالاس اما طوری نیس بعدش برین یه تابی بخورین آ یخده بدوین.
دو تا پیازی گنده
گوجه یه هفش دَ تا گوشتی آ دٌرٌشت آ خوش‌آب‌آرنگ
غوره اگه دمی دس‌دون هس آ گیر می‌یاد یه دیویس گرم اگه نیست آبلیمو تازه
اگه دوس می‌دارین دو تا فلفل دلمه‌ی خیلی‌م دٌرٌش نباشه‌د
رٌبی گوجه – نمِک – فلفل- زردچوبه
زعفرون


راست و ریس می‌کنیم:
من یک کلک خوبی می‌زنم تا کباب حسینی هم خو‌ش‌مزه‌تر بشود و هم زودتر جا بیافتد. آن هم این است که گوشت‌ها را یکی دو ساعت قبل از پخت در پیاز و مخلفات می‌خوابانم. یعنی اول گوشت‌ها را تکه می‌کنم، من دوست دارم کباب حسینی خیلی درشت نباشد، به نظرم قشنگ‌تر یا به قول ما اصفانی‌ها دوس‌بداری‌تِر آ مجلسی‌تِر می‌شود.
گوشت‌ را به قطعاتی با اندازه‌ی مناسب ببرید. بعد پیاز را خرد کنید و گوشت‌ها روی آن بریزید. یادتان باشد که پیازها را خیلی نازک خرد کنید و که بعداً بتوانید آن‌ها را کنار گوشت در غذا بریزید. فلفل و زردچوبه و زعفران و آب‌لیمو اضافه کنید و حسابی همه را هم بزنید. روی ظرف را بپوشانید و برای دو ساعت بگذارید در یخچال حال هوای خنک را ببرد.
توی این فاصله شما به بقیه‌ی کارهای واجب برسید. یک کتاب خوب بخوانید، یک موسیقی خوب گوش کنید یا برای من کامنت بگذارید.
حالا فرض می‌کنیم دو ساعت گذشته است و گوشت‌ها جا افتاده‌اند. از یخچال درشان بیاورید، سیخ‌های چوبی را که آماده کرده بودید، بیاورید و گوشت‌ها را سیخ بکشید. در نسخه‌ی سنتی کباب حسینی، فلفل دلمه وجود ندارد، اما اگر می‌خواهید یک کمی جیگانس و خارجی بشود، می‌توانید لابلای گوشت‌ها، فلفل دلمه‌ای یا ورقه‌های پیاز یا حبه‌های سیر هم بگذارید.
وقتی همه‌ی گوشت‌ها را به سیخ کشیدید، گوجه فرنگی‌ها را برش‌های دایره شکل بدهید و کنار بگذارید. حالا، یک قابلمه‌ی بزرگ بردارید و اول به اندازه‌ی دو قاشق غذا خوری روغن مایع ته آن بریزید، بعد یک ردیف کامل گوجه فرنگی کف قابلمه بچینید، تا کف قابلمه پوشیده شود. روی این ردیف گوجه، گوشت به سیخ کشیده بچینید و دوباره همین کار را تکرار کنید. تا گوشت و گوجه‌ها تمام شوند. ترجیحاً آخرین ردیف یعنی ردیف رویی باید گوجه باشد که گوشت‌ها خشک نشوند، به خصوص اگر گوشت‌تان خیلی چرب نیست. من همه‌ی پیاز‌هایی را که گوشت را درشان خوابانده بودم را هم داخل قابلمه می‌ریزم.
راستی اگر غوره‌ی تازه دارید لابه‌ لای لایه‌های غوره هم بریزید. نزدیک بود یادمان برود ها. من بی‌نوا از بس غوره‌ی تازه نداشته‌ام، به روش خودم عادت کرده‌ام.
حالا در قابلمه را ببندید و زیرش را روشن کنید. بگذارید آب گوجه‌ها بخار شود و گوشت‌ها بخارپز شوند. به محض این که دیدید آب‌ گوجه‌ها کشیده شده، یک قاشق غذاخوری رب گوجه‌فرنگی را در آب گرم حل کنید و با کمی نمک به غذا اضافه فرمایید. در این مرحله، آش‌پزان بی‌غوره آب‌لیموی تازه به غذا اضافه کنند. بعد باز شعله‌ی اجاق را کم کنید و بگذارید غذا جا بیافتد.
همین. نوش جان.


پی‌نوشت، طولانی‌ست، حوصله کنید:
در اصفهان، کباب حسینی را یا با نان تازه می‌خورند یا با برنج. حالا بستگی به ذائقه‌ی خودتان دارد. هم‌خانه‌های رشتی من که یادتان هست، من اقلیت قومی هستم، مجبورم برنج بپزم.
کباب حسینی نباید خیلی آب‌دار باشد، باید یک سس غلیظ و پررنگ به دست بیاید و بوی گوجه خانه را بردارد.
کنار کباب حسینی، سبزی خوردن تازه، پیاز، ترشی و البته سالاد شیرازی هم می‌چسبد.
دواخورها توجه کنند که کباب حسینی مزه‌ی نمره‌ یک است. قیامت، یعنی سیخ و پیک اول، روبروی در اصلی بهشت هستید. چتول اول که تمام شد، به خودتان می‌آیید می‌بینید با مقربان و آمرزیده‌گان، دور هم نشسته اید، می‌گویید و می‌خندید.
جرعه بر خاک، یاد یاران رفته اما فراموش نشود. هرگز.

آخرنوشت:
ینی یه چیزی می‌گم آ شوما یه چیزی می‌شنٌین، کباب حسینی برا من ینی اصفان آ سفره خودمون آ نون بازاری تازه آ سبزی خوردن آ ایوونی خونه. ینی بخورین آ حال بی‌ین. اصی غذا ینی این. من قول به‌دون می‌دم ، تو بهشت حکماً هفته‌ی یه دفه کباب حسینی می‌دن با سبزی خوردنی تازه، آش‌پزشونم یه دادای، خواری از برآبِچا اصفانه‌س. با ماوم ارزون‌تِر حَساب می‌کونه‌د اما شوما به کسی نگوین‌دا،‌دس زیات می‌شه‌د اسبابی زحمِته‌س. بعله.

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده و با , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

16 پاسخ برای سفر می‌کنیم- اصفهان من- کباب حسینی- نسخه‌ی خودمانی

  1. مینوش :گفت

    حالا شما عکسهاش رو می بینین ، از ما بپرسین که خوردیمش… اصلن یه چی میگم یه چی میشنوین… دلمون سیر شد اما چشممون سیر نشد…

  2. هاله :گفت

    پرواربندی فتانه و شرکا حتی تو استرالیا هم اسم در کرده 🙂
    ریختش که خیلی خوبس آجی … حیف که ما گوشت نیمی​​خوریم

  3. كاكوتي :گفت

    آفرين بر شما و بر اين پختار و نوشتار.

  4. لیلا کیانی :گفت

    فتانه جون عزیزم
    انگار دنبال بونه می گشتم گریه کنم …..خوندم اشک ریختم …. نمی دونم چرا ولی این آخر هفته صد در صد می پزم. مطمئن هستم به لذیذی کباب حسینی شما نمی شه اما چون به یاد اصفان و همه دوستا و آشنا هام هست قطعا خب می شه.

    وبلاگتون عالیه….پر از شور زندگی ، عشق و خاطره …… مرسی که هستید
    لیلا

  5. لیلا :گفت

    فتانه جان
    یه سوال دیگه (قبلی را توی گودر پرسیده بودم)
    توی اصفهان چه طوری درست می کننش؟ توی فر می ذارن یا تو همون قابلمه؟ بعد اونی که لابه لاش دنبه داره کباب حسینیه یا چیز دیگه؟
    ته دیگت هم عالیه. سیب زمینیه یا نون لواش یا چی؟
    بعد اسمش چرا کباب حسینیه؟ همین جوری عشقی؟

  6. شهره :گفت

    سلام . از فیس بوک از طرف خانم هاله خانوم سرزمین آفتاب به اینجا اومدم و کلی لذت بردم هم از لهجه شیرین اصفهانی و هم از این غذای خوشمزه که حتما باید درست کنم . مرسی . دستتون دردنکنه . سبز باشید .

  7. پگاه :گفت

    من هم اصفهانی ام و دلم تنگ( نه تنگس) واسه دیارم…. و عاشق کباب حسینی

  8. Azar :گفت

    Bi nazir bood ,,,hatman dorost mikonam ..merciiiiiiiiiiiiiii….booooooooos

  9. مهیب :گفت

    خاله جان ببین چه کردی که بروبچ گل‌آقا هم افتادن دنبال غذاهای شما
    http://www.golagha.ir/news/?ty=35&id=4261

    • " من " :گفت

      من توی این لینک چیزی ندیدم که ربطی به وبلاگ من داشته باشه. اما به هر حال ممنون.
      بعد ما کی فامیل شدیم؟

      • مهیب :گفت

        شرمنده ، دست خودم نبود ، این «خاله جان» یه دفعه از دهنم پرید . ببخشید .
        ولی توی اون لینک ، یه عکس از غذای پرچم گذاشتن (عکس سوم) ، زیرش هم به وبلاگ شما لینک دادن

  10. roya :گفت

    so many tnx for your beutiful & delicious site.

  11. مریم :گفت

    من امشب کیک لیمو پختم. ترازو نداشتم با معیار قاشق که توی کامنت ها بود اندازه گیری کردم. خیلی خوشمزه شد.قیافه اش خوشگل نشد چون قالب کیک نداشتم و تو ظرف پیرکس پختم و ته اش کمی چسبید. دست شما درد نکنه:)
    اینم عکسش:

  12. نارنج :گفت

    اوه مای گاد! من هوس کردم…

  13. حمید :گفت

    کاش این پست های آموزش غذایی رو ، با یه فیلم همراه می کردید. به جون خودم شونصد نفر بیشتر میومدن اینجا چشم چرونی می کردن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s