سفر می‌کنیم- ترکیه- شکم‌پاره- نسخه‌ی خودمانی

تا دعوا نشده است، من همین اول کار سنگ‌هایم را وابکنم. این جانب، این غذا را برای اولین بار چیزی حدود هجده سال پیش در یک رستوران ترکی در وین ( از صاحب دم ‌و دستگاه تا دربان دم در همگی اهل دهی در غرب ترکیه هستند) خوردم. بعدها هم این غذا را در دفعات مکرر، هم نسخه‌ی گیاهی و هم غیرگیاهی‌ش را نزد دوستان اهل ترکیه خوردم. حالا اگر شما با کسی صنمی دارید که ادعا می‌کند این غذا ارث پدری اوست و سند منگوله‌دارش را به اسم خاندان آن‌ها کرده‌اند،‌من بی‌تقصیرم. خوشا به سعادت‌شان.
حالا که اصل و نسب من و غذا معلوم شد، می‌رویم سراغ اصل مطلب. یادتان باشد شما به جای گوشت چرخ‌کرده می‌توانید از سویا، یا مخلوط سبزی‌جات استفاده کنید، البته اگر اهل گوشت خوردن نیستید. بنده اهل اصفهانم. از آشنایی با شما خوش‌وقتم.


توجه بفرمایید:
شش عدد بادمجان استخوان‌دار یعنی بادمجانی که سر و شکلش مثل مانکن‌های فشن شانل نباشد. دو سه پرده گوشت داشته باشد و سر سفره‌ی پدر و مادر نان خورده باشد.
دویست و پنجاه گرم گوشت چرخ کرده‌ی کم‌چربی
دو عدد پیاز متوسط و یک عدد پیاز کوچک برای روز مبادا
شش عدد فلفل سبز قلمی که سر و شکل‌ش اتفاقاً باید شبیه مانکن‌های فشن شانل باشد. نشد، ارمنی و ورساچه هم قبول است.
چهار عدد گوجه فرنگی متوسط
کمی رب گوجه‌فرنگی
چند حبه سیر
یک دسته جعفری
ادویه ( زردچوبه، دارچین)
روغن مایع خوراکی
روغن زیتون

حالا دیگر خیلی توجه بفرمایید:
بادمجان‌ها را راه‌راه پوست بگیرید. یعنی یک راه بگیرید، یک راه نگیرید. یعنی بادمجان را در دست بگیرید و فکر کنید دارید یک گورخر بادمجانی می‌آفرینید. بله. به همین سادگی.
بعد وسط بادمجان، جایی در حوالی شکم‌ش را یک برش کوچک بدهید. کوچک که عرض می‌کنم، یعنی خیلی عریض و طویل نباشد. برش هم طولی باشد. اگر متوجه نشدید بفرمایید بگویم دوستان فارغ‌التحصیل شریف، شکل‌ش را بکشند و برایتان ای‌میل کنند.
حالا بادمجان‌ها را برای مدت ده دقیقه تا یک ربع در آب نمک بگذارید و خودتان تشریف ببرید یک فنجان قهوه یا چای میل کنید. ای‌میل‌های‌تان را هم کنترل کنید، اگر دلتان خواست یک کامنت هم برای من بگذارید.
خوب حالا برگردید توی آش‌پزخانه، کار زیاد داریم. بادمجان‌ها را از آب‌نمک خارج کنید. و بگذارید آب‌شان برود. بعد هم حسابی خشک‌شان کنید. عنایت بفرمایید اگر خودتان روش‌های بهتری برای خشک‌شویی بادمجان دارید، همان کار را بکنید. حرف‌های من که وحی مٌنزل نیست.
حالا پیاز و سیر را خرد کنید و در روغن تفت دهید. گوشت و ادویه را به آن بیافزایید و بگذارید حال گرما و روغن را ببرند. حالا بادمجان‌ها را هم در روغن تفت بدهید و بگذارید کنار تا سرد بشوند. جعفری‌ها را پاک کنید، بشویید و ریز خرد کنید. مراقب دست و بال‌تان باشید.
جعفری را به مخلوط گوشت و پیاز و سیر بیافزایید. حالا کمی رب گوجه ‌فرنگی هم اضافه کنید و معجون را هم بزنید. نصف لیوان آب اضافه کنید و بگذارید ریز بجوشد.
دوباره باید برویم سراغ بادمجان‌ها، با کمک دو عدد قاشق، یکی در دست راست و یکی در دست چپ، از روی همان شکاف شکمی، بادمجان‌ها را نصف کنید، اگر کلاه بادمجان سرش باشد و بماند بهتر است. در این دنیایی که همه‌ی ما به قدرت خدا، مقادیر متنابهی کلاه سرمان رفته است، کلاه بادمجان به کسی ضرری نمی‌رساند. اما اگر ایتیش تیتیش هستید و فکر می‌کنید کلاه بادمجان باعث می‌شود آبله‌ی مادرندون دربیاورید کلاهش را از سرش بردارید.
حالا شکم بادمجان‌ها را با معجون گوشت و سیر و پیاز و رب و جعفری پر کنید.


خوب حالا، از این جا به بعد بین علمای آش‌پزخانه اختلاف افتاده است. بعضی معتقدند بادمجان‌ها را باید همین طور خشک و خالی در فر گذاشت و در آورد و خورد. بعضی دیگر معتقدند، و چه خوب کاری می‌کنند که نه، این سرانجام کار نیست.
آن یک عدد پیاز کوچک برای روز مبادا را یادتان هست؟ الان روز مباداست. آن پیاز کوچک نازنین مظلوم را بردارید، بشویید، پوست بکنید و ریز، یعنی خیلی ریز خرد کنید، در مقداری روغن زیتون تفت بدهید. دو عدد گوجه فرنگی‌ از آن چهارتا گوجه‌فرنگی که بی‌خود و منفعل روی کابینت مانده بودند و شما داشتید توی دل‌تان می‌گفتید لابد من چرت گفته‌ام و شما اضافی خرید کرده‌اید بردارید. بشویید و با دقت رنده کنید. حالا گوجه‌های رنده شده را به پیاز اضافه کنید و تفت بدهید. اگر هم دوست دارید کمی سبزی معطر به آن بیافزایید. حالا یک لیوان متوسط آب داغ و یک کمی آب لیمو‌ترش تازه کارتان را به پایان می‌رساند. یک سس غلیظ فراهم شده است. به‌به.
حالا این سس غلیظ را در یک ظرف مناسب فر بریزید. بادمجان‌ها را با دقت توی ظرف بچینید. روی هر بادمجان یک برش از دو گوجه‌فرنگی باقی‌مانده قرار دهید و با یک فلفل قلمی کلودیا شیفری تزیین‌ش کنید.
حالا باز هم دو راه پیش رو دارید. یاظرف را برای مدت یک ربع و درجه حرارت دویست درجه در فر بگذارید، یا به روش سنتی قابلمه را سر بار بگذارید و بگذارید یک بیست دقیقه‌ای ریز بجوشد و جا بیافتد.
حالا اگر بدون پلو روزتان شب نمی‌شود، غذا را با پلو نوش جان کنید، اگر اهل نجسی‌خوری هستید که هیچ، بساط امشب روبه‌راه شد. نان را بگذارید پر شال بشقاب‌تان، جرعه‌ای هم به یاد یاران رفته نثار خاک کنید.
نوش جان. گوارای وجود.

پی‌نوشت:
به جای گوشت چرخ‌کرده، سویا یا قارچ استفاده کنید. معجون داخل بادمجان را می‌توانید با مواد دیگر هم آماده کنید. ذرت و نخود‌فرنگی مثلاً، یا این که اگر خیلی خارجی هستید، موقعی که بادمجان‌ها را در فر می‌گذارید، روی‌شان پنیر رندیده بریزید. این که من درست کرده‌ام آن چیزی‌ست که دیده‌ام و خورده‌ام و پخته‌ام. کشته و مجروح نداده است.

آخرنوشت:
می‌گما حالا که انگار این آش‌پزخونه ما دوس‌بداری شده‌س آ شوماوم سر می‌زنین‌د آ اینا،‌می‌گم حالشا دارین یٌخده به غذا اصفانی برسیم؟ یعنی‌یا من دلم ضف می‌ره‌د وختی فک می‌کونیم یه کنجی مطبخا بی‌ذارم برا قیمه‌ریزه، کوفته شوید‌آباقالی، گوشت‌آلوبیا، سر گنجیشکی، آبگوشتی سبزی ، ماش‌آقمری، هلیم بادمجون آ کباب حسینی آ صد تا چیزی که خیلی‌یا نی‌می‌شناسن یا یادشون رفته‌س. هان؟ چیطورس؟
شوماوم یه دس پیشی دسی من می‌ذارین؟ شوما که اصفانی‌ین یا اصفانی‌یا را دوس می‌دارین؟
آره خوار؟ آره دادا؟
اگه آره، که شکلدونا برم. اگه نه، که اوضاع چاچبی‌یس،‌هیچی.

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده و با , , , برچسب‌گذاری شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

42 پاسخ برای سفر می‌کنیم- ترکیه- شکم‌پاره- نسخه‌ی خودمانی

  1. mahmoudreza :گفت

    akh keh shab nemishe man injaroo har rooz nakhunam 🙂

  2. piti :گفت

    خیلی وبلاگ شما دوست داشتنیه خانوم! مخصوصا اون عکسایی که خودتونم یه گوشه دست و بالتون توش هست با اون مچ بند خوشرنگتون!
    غذاهایی هم که درست می کنید عالیه مخصوصا با لحن آموزش شما..
    براتون آرزوی شادی می کنم..

    • " من " :گفت

      ممنون پونه جان. هر وقت عکاس‌باشی دم دست باشه یک جوری عکس می‌گیریم که دست و بال و دست‌بند معلوم باشه.
      ارادت.

  3. elham :گفت

    سلام عزیزم;

    وای که چقدر این وبلاگ محشر است.من که کلی ازت یاد میگیرم چون شدیدا به آشپزی علاقه دارم !! اینقدر هم بامزه و نمکی مینویسی که کلی میخندم و کیف میکنم . اگه میشه غذای اصفهانی هم یاد بده به شرطی که مواده لازم رو در وین بشه پیدا کرد !! راستی میتونم آدرس وبلاگ رو در فیس بوک برای دوستان بذارم؟

    شادباشی
    الهام ر.

    • " من " :گفت

      الهام جان،
      شما لطف داری. من راستش دائم تلاش می‌کنم یک غذاهایی را انتخاب کنم که همه بتونند هر جا که هستند درست‌شون کنند. غذاهای اصفانی هم پروژه‌ی درازمدته، باید دوستان هم کمک‌ کنند.
      خلاصه که محبت کردی. در ضمن من خیلی هم خوش‌حال می‌شم که شما نشانی این جا را به دوستان و آشنایان و در و همسایه بدی.
      ارادت

  4. یاسمین :گفت

    ماش آ قمری تو رو خدا… دهنم آب افتاده س نی می تونم صبر کونم

  5. پریا :گفت

    تورا خدا قیمه ریزه .یکی از بچه های اصفهان توی جشنواره آشپزی دانشگاه غذا میخواست بپزه …میگه قرمزه نخودچی میخوام بپزم .سه روز فکر کردم تا فهمیدم منظورش قیمه ریزه بوده

  6. نیاز در خلال گودر :گفت

    وبلاگ شما را خواندم. لطفاً بیشتر تلاش کنید. قیژ قیژ قیژ
    اممم. تزئینی که برای بادمجان در نظر گرفته اید خوب نیست. بادمجان باید رنگش بادمجانی باشد این قهوه‌ای است. اگر از کلاس‌های آدم‌های معتبر استفاده کنید بهتر است.
    ظرفهاتان لوکس نیست. مادرشوهری ما از تیمچه‌ی فیلان‌الدوله یک سری کریستال خریده چطور چطور. بیا و ببین.
    انقدر دستبند سبز اموی نندازید. بگویید شوئرتان براتان دستبند برلیان بخرد. اگر خریده بود خیلی معلوم بود بیشتر دوستتان دارد.
    در انتها بیشتر تلاش کنید. به امید آن روز آقای کمالی
    D: D:
    زیاده عرضی نیست.
    هور هور هور
    چقد بی‌مزه‌ام من خدایی

  7. آشپزباشی :گفت

    آره خوار ! 🙂

  8. شراره :گفت

    کارت درسته فتانه جونم
    عشقمی
    ممنونننننننننننننننننننن از این همه زحمت که برای این وبلاگ می کشی

  9. مریم :گفت

    اینکه «بالاخره یه وبلاگ خوب هم واسه آشپزی هم لذت بردن از خوندنش» که گمونم اکثر خوانندگان اینجا بهش معترفن و هیچ! ولی یه سوال: چه محصول لبنی رو میشه تو خارجستان جایگزین کشک کرد؟ البته این ربطی به این غذا نداره ولی مثلا واسه کشک بادمجون یا آش و اینجور چیزها  

  10. dordaneh :گفت

    یعنی من عاشق این تیکه های وسط درس آشپزیتم .خوش بهحال اونهایی که با تو زندگی میکنند کاش من همخونه ات بودم .خلاصه دوستت داریم خانم خوشمزه

  11. شین :گفت

    من کیک سیبتون را پختم خیلی خوب شد ممنون.
    میشه تو غذاهای اصفهانیتون حلیم بادنجان را هم بگذارید؟

  12. safoura :گفت

    سلام. خیلی خوبه اینجا، ولی باید اعتراف کنم که هیچ کدومشو درست نکردم، خووندن روزانه این صفحه لذت بخش تره برای من.
    آبله‌ی مادرندون!!!! خیلی با حال بود تا حالا نشنیده بودم، فکر کنم توی مایه های خنزه پلنزک باشه.

  13. محمد :گفت

    نسخه گیاهی این غذای عزیز ارث پدری ما گیلک هاست. بهش میگوییم گسکرکباب. البته این نامی است که اهالی شرق گیلان استفاده میکنند.بعضی از گیلک ها یک اسم دیگر روی این غذا گذاشته اند که یک مقدار بی تربیتی است و اگر به زبان گیلکی بگوییم خنده دار هم میشود.
    گسکر کباب درست و حسابی باید با شعله کم در تابه در بسته جا بیوفتد و ته مزه ترش و شیرین دارد.

  14. سارای گودر :گفت

    آخ که من عاچقتم آبجی (البت با اجازه حاج آقای مربوطه :دی)
    بعدشم اینکه اگه قراره بری سراغ غذا اصفونی شیرمو حلالت نمیکنم اگه با بریونی شروع نکنی. بخدا سر همین یه ریزه غذا هرچندوقت یه بار مجبوریم بکوبیم چنصد کیلومتر بیایم اونجا تا یه دلی از عزا درآریم و برگردیم
    ضمنا چندوقته پستهاتو که میخونم همینجوری الکی یاد فیلم «جولی & جولیا» میفتم. دیدیش که انشالا؟ :کیسسسس

  15. مریم :گفت

    دیشب کیک رو در آوردم اما عکس نگرفتم. آخه خیلی قیافه اش بی ریخت شده بود. اما خیییلی مزه اش خوب بود. دست شما درد نکنه. حالا من فکر کنم علت این هست که آردهای اینجا (آمریکا) به خوبی آرد های شما نیست.قوام نداشته به قدر کافی.البته منم همه چیز رو از نوع دانشجویی می خرم شاید کیفیت مواد اولیه ام به خوبی مال شما نبوده. همه سیب ها از اون طرف کیک زده بودند بیرون:))یعنی پس خمیر خیلی شل بوده. دفعه دیگه آرد بیشتر بریزم؟ یا روغن کمتر؟حالا که رفع اشکال می کنم اینم بگم که هفته پیش موساکا درست کردم. آب داخلش خشک نمی شد که نمی شد. وقتی هم که خیلی موند روش سیاه شد. البته می دونم که از من آشپز در نمی یاد فقط دلم می خواد کمی از اوضاع بحرانی فعلی خارج بشم و متنوع تر غذا بخورم.باز هم دستتون درد نکنه قاصدک خانوم:*

  16. یکی از بچه های توی فیس بوک آدرس وبلاگتونو داده بود از روی کنجکاوی اومدم و حالا توی فیوریت ذخیره اش می کنم. ادبیاتتون دوست داشتنیه. من شخصا احساس می کنم دارم یک کتاب داستان دوست داشتنی رو می خونم. ممنون.

  17. farima :گفت

    binaziri be khoda.dased dard nakone fataneh jon.man ke kheili lezat mibaram az in ashpezi.geyme rizeh nokhochi ra bezar sar saf lotfan..

  18. Azar :گفت

    man Commenti nadaram joz inke delam barat zaf raft va koli ghorboon sadaghat raftam va inke khial daram in weekend in ghazaru dorost konam . dastu panjeye golet dard nakoneh …BOOOOOOOOOOOOOOOS.

  19. Zahra :گفت

    http://zara-wonderfullife.blogspot.com/
    Lotfan beryoone esfehani yad bede…shayd man esmesh ro ham droost nemigam ama Iran ke boodam har vaght miraftam esfehan mikhordam, ye chizi mesle jigar yashyd ham goosht roie noon bood.
    Koli merc

  20. تلخون :گفت

    تخیلش هم خوشمزه است

  21. atash :گفت

    salam khanoom, dastet dard nakone babate dastoor ha,,
    man koli donbale dastoore tiramisu boodam
    chand ja ham dsatooresh ro peida kardam ama mavade avalie gereftanesh, bekhosoos paniresh kare rahati naboodo bikhialesh shodam.
    shoma inja neveshteh boodid az panire khamiee ham mishe estefade kard.
    manzooretoon az panire khameiee, philadelphia cheese hast?

    khili mamnoon

  22. parviz :گفت

    بی نظیر می نویسید. مدتها بود چنین وبلاگ خوشمزه و خوش روحیه ای ندیده بودم . . . حتما لازم آمد در مقابل غذاهای اصفهانی، درخواست غذای آذری بکنیم . . . دست مریزاد

  23. علیرضا :گفت

    من حتما این غذا رو امتحان میکنم اینقدر با آب و تاب نوشتید که آب دهنم راه افتاد!
    من سالها اصفهان زندگی کردم و راستش هیچکدوم از غذاهایی که خوردم چیز دندونگیری نبود، شاید من جای خوب نرفتم یا شاید اونا یادشون رفته بوده غذای اصفهانی چی و چطوره! ولی در مورد بریانی و هلیم بادنجان که مطمینم! لطفا این دو تار رو بزارید آخر لیست غذاهای اصفهانی!(-:

    گرچه تمام نوشته عالی بود و دلنشین و جذاب فقط یک تکه دو کلمه ایش اذیتم کرد. «نجسی‌خوری » رو میگم. درسته شما بعنوان شوخی استفاده کردید ولی بنظر من دلیلی نداره اگر یک عده نادان روی نوشیدنی یا خوردنی اسم بد میگذارند ما هم تکرارش کنیم.

    بازم ممنون از نوشته و دستور غذای عالی.

    • " من " :گفت

      سلام
      ممنون از توجه‌تان، شما یک کامنت دیگر هم گذاشته بودید. من فقط یک توضیح کوتاه می‌دهم. در حاشیه‌ی نوشته‌های وبلاگ من علاوه بر این جا، در جاهای دیگر مثل گوگل ریدر بحث و گفتگو و کامنت‌گذاری می‌شود. اگر من چیزی نوشته‌ام قطعاً با اشاره به آن بوده است. بعد هم به گمانم شما یا نخواسته‌اید یا نتوانسته‌اید با زبان طنز من ارتباط برقرار کنید. به هر روی فکر کردم این توضیح لازم باشد.
      ممنون از محبت‌تان بابت این کامنت و بابت کامنت دوم‌تان هم مناین لحن فرادست و آمرانه که شما به کار بردید را دوست نمی‌دارم و ترجیح می‌دهم این جا، چنین بحث‌هایی شکل نگیرد.

    • " من " :گفت

      در مورد نجسی‌خوری هم به گمانم توضیح واضحات است اما این لحن طنز است و طنز می‌تواند علیرغم استفاده از این کلمات، تفکر پشت این کلمات را به چالش بکشد. کاری که من می‌کنم.

      • علیرضا :گفت

        آمدم غذای جدید رو ببینم دیدم کامنت دوست نازنین شما که میگه «دریغ از یک ذره شعور و معرفت و قدر دانی» هنوزم هست ولی کامنت آمرانه» من نیست!(-:
        چه میشه کرد ایران و ایرانیه دیگه.
        بازم دست شما درد نکنه.

      • " من " :گفت

        آقای علیرضا،
        به گمانم کامنت‌ها بیشتر سر شما را گرم می‌کند تا دستور غذاها، یک بار توضیح دادم خدمت‌تان، دوستان ما از بابت چیزهایی دلخور می‌شوند یا گله می‌کنند که اصلاً ربطی به این جا ندارد، این نوشته‌ها جاهای دیگر هم ثبت می‌شود. گفتگوهایی هم انجام می‌شود و دلخوری هم پیش می‌آید. همین. حالا شما اگر علاقه دارید این بحث را کش بدهید. بفرمایید.
        بعد هم راستش را بخواهید بیست و یک سال زندگی در غربت باعث شده است من دیگر از این جمله‌ی ایران و ایرانی‌یه دیگه و ربط دادن هر چیز و ناچیزی به ملیت آدم دلخور نشوم.
        خسته نباشید.

  24. حديث :گفت

    اجي خانوم ميشه من يه چيزي به اين آقاي عليرضا بگم؟
    هركسي حق داره قانون و مقرراتي واسه وبلاگ خودش بذاره
    اصن هركسي حق داره هركامنتي دوس داره توي وبلاگش منتشر بكنه يا نكنه
    خب اگه شما مخالفين يا ناراحت ميشين، خب نخونين. كاري نداره كه

  25. منم آرش :گفت

    بریانی
    مواد لازم :
    1 – پیاز 2 – 3 عدد 2 – جگر سفید(شش گوسفند)1 عدد 3 – گوشت سر دست گوسفند 1 کیلو 4 – نمک و فلفل کمی 5 – زعفران و دارچین 6 – خلال پسته و بادام و گردو 7 – نعنا خشک یا تازه 5 ق غ
    طرز تهیه :
    گوشت را می پزیم و با پیاز و نعنا 2 بار چرخ می کنیم + نمک و فلفل و زعفران . جگر را هم می پزیم می تواند نباشد یا با گوشت مخلوط کرد .بعد مواد را کف ماهی تابه مخصوص بریانی (ازین کفگیری ها)روی روغن یا آب گوشت ریخته روی آن دارچین می پاشیم و سپس روی گاز می گذاریم تا یک طرف آن سرخ شود و در دیس گذاشته و با خلال ها تزئین می کنیم .

    • " من " :گفت

      ممنون آرش جان. فقط عنایت بفرمایید که اسم غذا بریان است نه بریانی. بریانی اسم مغازه‌ است بر وزن کبابی. اگر از اصفانی‌ها چیزی به اسم » بریونی اصفان» شنیده‌اید، ی نسبت در لهجه‌ی اصفهانی کار کسره در لهجه تهرانی را می‌کند.
      شما مگر خودتان اصفهانی نیستید راستی؟

  26. میلتون به خورشتی ماست نمی بِره؟؟؟؟؟

  27. Azar :گفت

    Fataneh joon, merci commente mano delete kardi , akheh inghadr man in weblogetu doost daram, nemitoonam tahamol konam kasi bado birah begeh , asabani shodam ye chizi goftam, digeh tekrar nemisheh , ….BOOOOOOOOOOOS

  28. rozita :گفت

    آبجی ، جونی من این غذا اصفانیا را بذاز مخصوصا اگه خورش ماس بلدی ینویس که تو این غریبی یخده یادی دیار بیفتیم

  29. من همون روزی که این پست رو خوندم رفتم خونه و این غذا رو درست کردم
    اولن که عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود
    یعنی کلی غذای شیک و خوشگل و خوشمزه ای شده بود.
    فقط من از اونجایی که اعتماد به نفسم برای ایده های من درآوردی زیادی بالاست ، توی سسی که براش درست کردم حدود یه قاشق مربا خوری زنجبیل تازه رنده شده زدم
    واقعا عطر و طعم بی نظیری داشت این غذا، ظاهرش یه جور دل میبره و باطنش جور دیگه!
    تازگیا زدم تو نخ غذاهای جدید و کلی زندگیمون خوشمزه شده. بابت این وبلاگ خوشمزه خیلی خیلی ممنون :*

  30. هادی :گفت

    درست کردیم و خوشمان آمد…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s