عرض شود که ما هر چه نشستیم تا این چرخ لاکردار روزگار کمی هم بر مراد ما که نه، دست کم درست بچرخد، نشد که بشود. راستش را بخواهید کمتر حوصله میکنم غذای خاصی بپزم ، به طور معمول همان غذاهاییست که همه بهتر از من بلدید. اگر هم چیز خاصی پخته شود، باز هم بیرودربایستی دل و دماغ رسیدن به این وبلاگ را نداشتهام.
روزگار بدیست. خبرهای بد، روزهای تلخ، شبهای سرد و بلند و دلتنگی و دوری.
بماند.
به حضور شما عارضم که، بنده گمان میکنم به «رازیانه» در آشپزخانهی ایرانی ظلم شده است. سبزی خوب و متین و فروتنیست. از ریشه و ساقه و برگ و دانه، همه و همه به کار میآیند. اما خوب بیشتر ما رازیانه را فقط به واسطه دانه و اثر درمانی آن یا عرق رازیانه میشناسیم.
من عطر رازیانه را دوست دارم. کمی متفاوت است و خوب بعضیها سختتر با تازهها کنار میآیند. برای همین گفتم این پاستای سروساده را یادتان بدهد، شاید شما هم مثل من مشتری پروپاقرص رازیانه شدید.
تهیه بفرمایید:
یک عدد ریشهی رازیانه
یک عدد سینهی مرغ بدون پوست و چربی
سه تا چهار حبه سیر
دو قاشق خامه کمچربی
به اندازه یک لیوان عصارهی سبزیجات پخته
نمک، فلفل
یک عدد لیموترش
یک دستهی کوچک روکولا یا همان راکت یا همان ترتیزک خودمان
پنیر رندیده (پارمزان توصیه میشود.)
پاستا به میزان لازم برای چهار نفر ( نوع پنه توصیه میشود)
زحمت بکشید:
سینه مرغ را ریز خرد کنید. اندازه تکهها بزرگتر از دو بند انگشت نباشد. در ضمن همین اول کار بگویم که دوستان گیاهخوار یا کسانی که به هر دلیلی گوشت مرغ نمیخوردند میتوانند از قارچ معمولی استفاده کنند.
رازیانه را بشویید، ته آن را با چاقو ببرید و بعد حلقه حلقه خرد کنید. ساقهی سبز را هم که معمولاً به ریشه وصل است دور نریزید. کلی عطر و بو دارد. منظورم از ساقه همان بخش سبز است که شبیه ساقه شوید است.
سیرها را هم پوست بکنید و ریز خرد یا با با سیرخردکن له کنید.
یک ماهیتابهی بزرگ یا اگر ماهیتابهی ووُک دارید که چه بهتر، روی اجاق بگذارید. کمی روغن زیتون در آن بریزید و بگذارید روغن داغ شود.
شعله را زیاد کنید. اول رازیانههای خرد شده را در روغن بریزید و بگذارید با حرارت زیاد تفتیده شود. بعد سیر را اضافه کنید. بعد هم تکههای مرغ را به آن بیافزایید. کماکان شعله زیاد باشد. در همین حال، بدون آن که چشم از مرغ و مخلفات بردارید، آب بگذارید جوش بیاید و نمک به آن اضافه کنید تا پاستا را مطابق دستوری که دارد در آن بریزید تا پخته شود.
حالا دو قاشق خامه را در عصارهی سبزیجات حل کنید و به خورش پاستا اضافه کنید. شعله کماکان زیاد باشد. فقط خورش را هم بزنید مبادا ته بگیرد. حالا نمک و فلفل هم به معجونتان بیافزایید.
پاستا که آماده شد، آبکش کنید و همه را روی خورش پاستایتان بریزید و بگذارید یکی دو جوش بخورد.
قبل از این که پاستا آخرین جوش را بزند، روکولا یا ترتیزک شسته شده را داخل پاستا و خورش بریزید و هم بزنید. دیگر نباید بگذارید حرارت زیاد به غذا برسد چون رنگ برگهای سبز روکولا تیره میشود.
لیموترش را بشویید و از وسط نصف کنید و آب آن را روی پاستای داغ بریزید.
پاستا را در بشقاب سرو کنید. رویش پنیر پارمزان یا هر پنیر دیگری که دم دست است و دوست دارید رنده کنید.
همین.
نوش جان.
پینوشت:
دوستان خبر دادند که ریشه رازیانه در سبزیفروشیهای ایران کم یا نایاب است. با توجه به این که رازیانه در ایران استفادهی دارویی و طبی زیادی دارد حکماً میشود این ریشهها را یک جا پیدا کرد. اما من سالها دور از وطن مانده، عقلم نمیرسد که نشانی بدهم.
فقط برای اطلاعات بیشتر فکر کردم بد نیست سری به این جا بزنید:
http://www.seemorgh.com/health/default.aspx?tabid=2093&conid=8350
این عکس را هم اضافه میکنم که مال این بار نیست. مال پاستای رازیانه با فلفل چیلی تازه و بدون مرغ و ترتیزک است. عکاسش هم ناشی نبوده و معجون هویداست.

فراموش نفرمایید که اگر تکههای مرغ کوچک باشد و خورش را با حرارت زیاد درست کنید هم گوشت مرغ خوب میپزد و هم حکماً بوی دلآزار خامی نمیدهد.
آخرنوشت:
راسیاتش ماوا چن شب پیش جادون خالی نباشهد، با مریم خانومی مومنی آ لیلا خانومی صالحی رفتیم کافه. ما گشنهمون بود از این پاستاوا سفارش دادیم، سرآشپزشون جلو چشی خودم غذا را راسآریس کرد. منم که فوضول،جلدی یاد گرفتم آ دیگه دلم نیمِد برا شوما نگم. بس کی همهیدون مَحَبت داریند آ دوسبداریین. آ راسی این عسکا را این پسرچی ما با تیلیفونش اِسدهس. دیگه حالا خیلی آزارتیزار نشدهس. ببخشیندمون.
میگما مناوا این حیاط نبیمهدم اما شوما همهش حال آ سراغی منا گرفتهین. تو دلم گفتم کارادا بیبین، مردوم دوسد میدارن آ تو همهش غصه دنیا را میخوری. وخی!
خلاصه وخیزادم اینا را برادون نوشتم. شکلدونا برم.



ham khhodedoon mahsharin ham ashpezkhoonedoon.
Merciiiiiiiiiiiiiiiii….ghorboone dast pokhtedoone o neveshtehadoon ke mahshareh
Ma vaghean digeh dashtim negarn mishodim, hey goftim baaz peygham o pas ghaam bezarim haletono beporsin, ba’d goftim adam keh dleo damagh nadashteh basheh hoseleh khondan ham nadareh!
kholaseh ma keh kheli khsoh haal shodim baaz dar in donyayeh virtual shomaro mibinim.,
P.S. az ghoshnegehi ham ba’d az MODATHA nejatemoon dadin
حرف نداری طبق معمول
آخیییییییش ، دلم برات تنگ شده بود خوب ! خوب باش مهربون ِ دوست داشتنی
دلم خیلی تنگ شده بود براتون فتانه جان. دستور هم که عالیه. منم چندماهیه عاشق فنل شدم
مرسی عزیزم
عالی بود
من از عطاری خشکش و گرفتم
بازم ممنون
چه عجب ازين طرفا !! ديگه نااميد شدم بس كه اومدم و ديم خبري از شما نيست
راستي من اون معجون ژله اي رو دست كردم در حد يك بين ال (به ضم الف) عالي بود مرسي
gorosnam shod ba tosifate habvas angiz! to in belade ghorbat alan ina ro az koja biaram?
سلام وبلاگتون فیلتر شده